پیدا





این عشقه

درخواست حذف اطلاعات

آهنگ گوش کنی و بغصت بترکه... خدایا :(



سحرخیزی

درخواست حذف اطلاعات

من هر وقت تصمیم میگیرم روزای تعطیل سحرخیز باشم دیرتر از همه ی شبا خوابم می بره! پ.ن. حالم خوش نیس!



عجیب شب

درخواست حذف اطلاعات

شب عجیبی بود امشب! #دورهمی #شماره #هرجورصلاح_میدونید #قرارمون_یادت_نره_???????????????? #ترم_چندی؟ یعنی عاااااالی بود ???????????? خدا بخیر بگذرونه هاااا پ.ن. آقا بچه هاتونو سال اول بفرستید خب الان من نفهمیدم بزرگتره یا کوچکتره :/ پ.ن.د. خدایا هر کیو میفرستی قد کوتاه و دماغ گندس -_- خب یه قد بلند سوا کن :| اصلا یه ذره هم قدش بلند تر باشه هم قبوله، جهنم دماغشم عمل میکنیم ????????????



عجب شنبه ی جالب انگیزی

درخواست حذف اطلاعات

شروعش تلخ ولی در ادامه از ح تلخی اندکی خارج شد! شروع تلخ بخاطر بدرفتاری راننده بود که حسابشو دادم برسن ^-^ بعد دیدن رفقا باعث شد از ح تلخی خارج بشه خداروشکر ????



خاطره 1

درخواست حذف اطلاعات

امروز با یک وضعیت وحشتناک خوابالو و غرغر از خواب بیدار شدم و آماده برای رفتن به بیمارستان -_- توی مسیر هم کتاب به دست برای امتحان و اینا که اصلا نشد بخوابم! هیچی آقا ما رسیدیم و وایزر امتحان گرفت و مرخصمون کرد ماهم گفتیم بریم بیرون یه صبحونه مشتی بزنیم اول رفتیم یه کافه خیلی باکلاس که هنوز باز نشده بود و روبه روی کافه یه جای به نسبت درب و داغون بود که از بیرون چنگی به دل نمیزد :) ما رفتیم و من خواستم کله پاچه سفارش بدم که هنوز آماده نبود! بالا ه املت رو سفارش دادیم و خانومه گفت تشریف می برین بالا؟ ما هم گفتیم بالا هم داره گفت بله با آسانسور تشریف ببرید طبقه سوم رفتیم داخل و دیدیم واااو اونجوریام که فکر میکردیم نبود :) طبقه سوم فضای باز بود پر از کااااج پر از گل پر از سرسبزی یعنی فوق العاده بود و املت حس چسبید :))) جای همه شما خالی ها پ.ن. با اینکه بچه شمالم و محل زندگیم سرسبز ولی باز هم با دیدن سرسبزی و درخت و گل به وجد میام ^-^



خاطره 2

درخواست حذف اطلاعات

در ادامه داستان قرار بر بازار رفتن بود :) که فقط دور زدیم و نگاه کردیم ???????????? پ.ن. مگ میشه با میم بیرون برم و بهم خوش نگذره مخصوصا وقتی میم دوم هم به جمع دونفره ما اضافه میشه :) یکم شیطنت و یکم استرس داره ولی خوش میگذره خدارو صد هزار مرتبه شکر که بعد از یه مدت طولانی چند ماهه قسمت شد با میم ها رفتم بیرون



نیو هاسپیتال

درخواست حذف اطلاعات

امروز بیمارستان عوض کردیم ! وایزر بخشمون ناااااابود -_- #سالن_صبحانه #مینی_بوس #سلام #کیت_آورده؟؟! #میری_دود_بگیری #عنصر #غذای_مفتی #آواز_خوندن



بخش جذاب امروز

درخواست حذف اطلاعات

#به_سرویس_نرسیدم #منتظرم #کجایی؟ #آدرس #وای_با_کفش_اومدم_داخل #از_همه_بزرگتری #ناراحت_میشیم #مهربونی



دورهمی

درخواست حذف اطلاعات

اولین باری بود که تو جمعشون حضور پیدا می یه جمع صمیمی و شاد اول فکر می یه گروه خشک و مقدس باشن ولی اصلا اینجوری نبود امیدوارم که از حالا به بعد هم خوش بگذره در این جمع دوستانه که البته دورهمی ماهیانه دارن :) کاش بیشتر بود.... از الان دلم برا وقتی که قراره از این جمع دور بشم تنگ میشه :( #عروس_خانوم_چیکارس؟ #فرت_و_فرت_ع #ولکن_آقا



لعنت

درخواست حذف اطلاعات

لعنت به شبایی که بی خو میزنه به سر آدم -_-



حواسش بهت باشه

درخواست حذف اطلاعات

:( خیلی خوبه یکی حواسش خیلی بهت باشه ولی نیست! پ.ن. خدا که همیشه حواسش هست من مدل زمینی و انسانی مدنظرم بود ????



انفجاره امروز

درخواست حذف اطلاعات

توضیحات تکمیلی جناب ح به بیمار پرسش جناب سین از بیمار و تشکر از بیمار #زحمت_کشیدی #دست_شما_درد_نکنه #آمپول_ ی #گیج_21 #گیج_16 #نمونه_اسهالی #سه_سال_یکبار #نان_محلی پ.ن. کلا بچه های گروه ما عالی هستن ???????????? دستشون درد نکنه



حرص درآر

درخواست حذف اطلاعات

میدونم که می دونه و فقط میخواد حرص منو دربیاره که به سین میگه عشقم اگ نه چرا میخنده!؟ بی شعووووووور ???????????????????? لعنتی



وقتی همه چی خوب پیش میره

درخواست حذف اطلاعات

یهو یه نفر پیدا میشه که گند بزنه -___- پسرک بی آبرو منو به اسم کوچیک صدا میزنه اونم تو جمع اونم جلوی مشکی پوش یعنی من فقط از خج م آب شدم،یه لحظه داغ شدم از خج :(((( ای خدا



و اما اتفاقات قشنگ امروز

درخواست حذف اطلاعات

اول خبر بد رو دادم بعد خبرای خوب :) حرکت منو میم تو بخش عفونی و جیم زدن ???? نوشتن نسخه بیمار رو کاغذ ???? همراهی آقا و خانم مسن :) #تایم_صبحونه #سینی_چای #بریم_پیک نیک #کاروان_به_پیش #بیمار #انکوبه#تعارف_میکنی #گشت #ع #گل #رگ #فقط_رگ #دیگه_خیلی_رگ #میزنم_تو_گوش_ت



الف

درخواست حذف اطلاعات

چند وقته هیچ علائم حیاتی نشون نمیده :/ زنده ایی؟؟؟



عجب روزی بود امروز -_- بخیر گذشت واقعا

درخواست حذف اطلاعات

دیدن دوستم بعد از یک ماه که با کللی ذوق همراه بود ولی بعد از جدا شدن از دوستم بود که تو راه بخاطره بازی ایی که از اذیت و آزار خوششون میاد با کلللی استرس و ترس همراه شدم که قشنگ تا مرز سکته رفتم بعد یهو بچه های کلاس جلوی من ظاهر شدن -__- بخدا خیلی بد بود ???????????????????? امنیت امنیت امنیت ، بخدا تا وقتی امنیت نباشه زندگی نیست... آدم همه چی رو هم که رعایت کنه باز هم آدمای مریضی پیدا میشن که دخترآزاری کنن، ای خدا لعنتشون کنه که ترس تو دل دخترای مردم میندازن -_- ای خدا لعنتشون کنه ????????????????



الف

درخواست حذف اطلاعات

الف علائم حیاتی نشون داد ???????????? پ.ن. عقل بهترین چیزیه ک میتونه ی ادم داشته باشه



بالا ه موفق شدم

درخواست حذف اطلاعات

با نام و یاد خدا صبح خودمون رو آغاز کردیم و :) داستان داشتیم سرصبحونه ها -_- هووووف دختره ی همش فقط میخواد حرف خودش باشه ی نمیدونم چی بگم بهش -_- هر روز چیزای جدید می بینیم از آدمای اطراف و صدامون در نمیاد مهم نیست اینا میگذره خدا هم بزرگه و واقعا هم جای حق نشسته ولی یه جاهایی خیلی به یه سریا بها میده که آدم می مونه



امروز!

درخواست حذف اطلاعات

حرکت امروزم تو بخش خون شناسی بهم انرژی داد :) خداروشکر ???? امیدوارم فردا گند نزنم ???????????? پ.ن. هندزفری گذاشتنت، با گوشی ور رفتنت لعنتی ???? شنیدم که بعضیا سرکلاس اخلاق ی حرفای خوب خوب میزنن ???? ???? ها ساعت یک تا سه!



پاییز تابستونی

درخواست حذف اطلاعات

پاییزه ولی ما اینجا تو تابستون گیر افتادیم انگار!



جاماندگان

درخواست حذف اطلاعات

انقد استرس جا موندن از سرویس داشتم که جا موندم :/ کوله پشتی مشکی با نوار قرمز رنگ یا زرد رنگ ،عاشقشم -_- مشکی پوش کولتو می خوام :/ + دکاتیر در کتابخانه!



دیروز

درخواست حذف اطلاعات

دیروز به قدری خسته و درمانده بودم که فقط دوس داشتم خدارو بغل کنم و گریه کنم! خدا هم بهم بگه فقط بسپارش به من همه چی درست میشه ، تو اصلا نگران هیچی نباش بعد منم واسه یه دقیقه فقط یه دقیقه چشمامو می بستم و یه نفس عمیق می کشیدم و دلم قرص می شد و از اون استرس رها می شدم...



آغاز هفته :)

درخواست حذف اطلاعات

یکم اوضاع بر وقف مراد نیست ولی خب باز هم خداروشکر ???? +لهجه ی کمیل :)) +تعجب من :| +خستگی لیلی -_- +ظرف بدون نمونه =)))



بعضیا چقد خوبن، بعضیا چقد بد

درخواست حذف اطلاعات

آچاااان مشکی پوشِ من جای سرویسا منتظر اتوبوس واحد بود + امروز کللی با نقاد درباره ی این چند روز بیمارستان رفتن و کارمندا صحبت کردیم فقط ادای بیوشیمی ???? پیج اسدی ???? وایزر اسقاطی ???? درگیری ???? خدا حفطشون کنه ???? امروز همچنان ادامه دارد....



در ادامه ی امروز

درخواست حذف اطلاعات

وااای من جوراب یدم ???????????? عاشقشم ???????????? گندم جوراب دوست ???????????? +امروز بعد از بیمارستان با اینکه خسته بودم و خواب داشتم به دوستم گفتم بزن بریم بیرون، با اینکه حالم خوب نبود و گریه داشتم ولی فک میکنم نیاز بود. این وسط جور که یدم منو یکم سر ذوق آورد!



بری باخ

درخواست حذف اطلاعات

داستان داشتیم امروز ???? از آهنگ منصور نوع برخورد بعدش دوباره خستگی و خواب



مستر لهجه

درخواست حذف اطلاعات

امروز تو بخشی که بودم شیفت خورده بود به مستر لهجه :) خیلی دوس داشتم تمام مدت باشم که کار انجام بدم ولی متاسفانه اومد، با تمام اتفاقات گنده بعد از اومدن ه بای پولار ولی بهترین قسمت امروز برگشتن به خووووونه بوووووود وااااااااای من الان خونموووووونم دست و جیغ و هوراااا ولی در حد مرگ خسته ام ????????????



این مدت

درخواست حذف اطلاعات

اصلا یه چند وقته انگار زندگیم رو هواست نمیدونم چی به چیه کی به کیه چیکار باید انجام بدم چکاری نباید انجام بدم چقد بده اینجوری -__- اصلا نمیدونم باس از کجا شروع کرد ! برنامه نداریم ما هووووف



تفاوت را احساس کنید

درخواست حذف اطلاعات

محی اوقات فراغت میره اسب سواری و غواصی :) منم از پشت شیشه ماشین وقتی چشمم به اسب میفته اونم در فاصله ایی دور از ما بال بال میزنم اسب اسب! گاها از پشت شیشه اکواریوم واسه ماهی ها شکلک درمیارم :/ خوبه دیگه نیس؟ چقد من پرتوقع ام آخه -_-



مادر

درخواست حذف اطلاعات

مادر این واژه ی مقدس یادم رفته بود سلطان غم مادره خدایا کمک کن بیشتر از این هواشو داشته باشم و با پدرم مهربان تر باشم -_-



گذشته حال آینده

درخواست حذف اطلاعات

همه شنیدیم که میگن سعی کن آیندت رو جوری بسازی که هیچوقت دلت نخواد برگردی به عقب! ولی من یه موقعایی دوس دارم برگردم به عقب، من خودمو خوب میشناسما حتی اگ برگردم عقب دوباره همون کاری رو انجام میدم که دفعه قبلش انجام دادم، مطمینم :) من دوس دارم برگردم به عقب چون فقط دلم برای حس و حال خوب گذشتم تنگ میشه که الان نیست دلم واسه این تنگ میشه که دنیا رو خیلی قشنگ تر از این ها می دیدم و الان نمی بینم چجوری می تونم اون حس و حال و اون زیب نی رو برگردونم با این چیزایی که دیدم ؟؟؟؟ فک می کنم یه عشقِ درست می تونه حالمو خوب کنه :| سعی کنیم جوری رفتار کنیم که حال آدما رو از اینی که هست بهتر کنیم نه اینکه حس و حال خوبشون رو هم ازشون بگیریم و بدبینشون کنیم.



خیلی جالبه واقعا

درخواست حذف اطلاعات

خدا و پیغمبر انحصار پیدا کرده واسه بعضیا بعد این وسطم اسم ما فقط بد دررفته ! خدا فقط خدای اوناس، خدای ما که نیست -_- صدامو داری؟؟ می شنوی صدامو؟؟!



یک عدد خسته ی دل رنج دیده

درخواست حذف اطلاعات

خدایا از دی ماه سال گذشته است که داری منو درگیر اتفاقاتی می کنی که واقعا خوشایند نیست -_- بسه دیگه بسه من دیگه واقعا نمی کشم همه پستام از اوا دی ماه گذشته با غم نوشته شده هعی نمیدونم چجوری بخونمت نمیدونم واقعا نمیدونم خسته ام خسته ایشالا که هیچوقت پشت سر هم بد نیارین :( اون از اتفاق فرجه ی امتحانات ترم پنج خوده ایام امتحانات که م بود اتفاق وحشتناک بین دو ترم شروع مز ف ترم شیش اتفاقات قبل از عید نوروز خود عید نوروز و اتفاق تلخ بعدش مشکلات پیش اومده ی اردیبهشت داده لعنتی تیرماه گند مرداد هم گند تر الانم که شهریور اومده با این داستان جدیدش که امروز چقد مز ف شروع شد با اتفاقی که افتاد واقعا شنبه ی قشنگی بود، خیلی قشنگ سر صبحی رید به احوالاتم بعدشم که خودزنی -_- کافی نیست آیا ؟! الان چرا عذابم میدی؟؟؟ این همه کافی نبود؟؟ واقعا نمیدونم چی بگم واقعا نمیدونم -_- تو رو خدا برام دعا کنید :((( خدا که حرفای منو نمیشنوه



بدم میاد

درخواست حذف اطلاعات

از اون دسته آدمایی که ادای آدم های مومن و مذهبی رو درمیارن و یک درونم دارن بدم میااااد متنفررررم خدایا چرا باهاشون کار نداری؟ تا کی ادابازی ؟ اینا خودشون خسته نمیشن این همه ادا درمیارن و زیر این پوشش به ظاهر موجه هر غلطی که دلشون بخواد میکنن؟ حالشون از خودشون بهم نمیخوره؟ خدایا هرکاری با من می کنی فقط منو درگیر همچین آدمایی نکن که بشدت ازشون بی زارم